سالی که پایداری از «هدف بلندمدت» به «محدودیت فوری» تبدیل شد
۱۰ روایت اصلی سال ۲۰۲۵ یک پیام مشترک داشتند: پایداری دیگر در حاشیه تصمیمگیری نیست. امروز، پایداری تعیین میکند دیتاسنترها کجا ساخته شوند، چگونه طراحی شوند و حتی آیا اصلاً امکان ساخت دارند یا نه. سال ۲۰۲۵ نقطهای بود که نشان داد آینده زیرساخت دیجیتال بدون در نظر گرفتن آب، انرژی، جامعه و سیاست، قابل تصور نیست.سال ۲۰۲۵ برای صنعت دیتاسنتر، سال تصمیمهای سخت بود. رشد شتابان هوش مصنوعی، زیرساخت دیجیتال را درست در نقطهای قرار داد که دیگر نمیشد فقط از توسعه صحبت کرد؛ منابع طبیعی، محیطزیست و جامعه محلی به بخشی از معادله توسعه تبدیل شدند. پایداری دیگر یک چشمانداز آینده نبود، بلکه به یک محدودیت عملیاتی روزمره تبدیل شد که مستقیماً روی طراحی، مکانیابی، مجوزدهی و حتی امکان ساخت دیتاسنترها اثر میگذاشت.با افزایش بارهای کاری AI، فشار روی برق، آب و زمین بهطور همزمان بالا رفت. مصرف آب و روشهای خنکسازی بیش از هر زمان دیگری زیر ذرهبین قرار گرفتند و تأمین انرژی از تجدیدپذیرها گرفته تا گزینههای هستهای به یکی از محورهای اصلی برنامهریزی بلندمدت تبدیل شد. در کنار این مسائل، حساسیت افکار عمومی، دخالت نهادهای نظارتی و سیاستگذاریهای سختگیرانهتر افزایش یافت؛ بهطوریکه جوامع محلی بهطور جدی پرسیدند: زیرساخت AI چه نسبتی با اهداف اقلیمی و منابع محدود دارد؟در چنین فضایی، شاخصهایی مانند بهرهوری مصرف آب (WUE) از یک معیار فنی به یک ابزار تصمیمسازی تبدیل شدند. با افزایش چگالی پردازش و گرمای تولیدشده، بهینهسازی مصرف آب دیگر یک انتخاب نبود، بلکه شرط ادامه فعالیت در بسیاری از مناطق کمآب به شمار میرفت. دیتاسنترهایی که نتوانستند استراتژی خنکسازی خود را بازطراحی کنند، با ریسک توقف توسعه یا مخالفت محلی روبهرو شدند.همزمان، رشد انفجاری AI محدودیتهای خنکسازی سنتی را آشکار کرد. در مناطق خشک و دچار تنش آبی، کمبود آب بهاندازه کمبود برق به یک عامل تعیینکننده تبدیل شد. انتخاب محل دیتاسنتر دیگر فقط به دسترسی به شبکه برق وابسته نبود؛ دسترسی پایدار به آب به یکی از خطوط قرمز توسعه تبدیل شد.در سطح کلانتر، پروژههای عظیم Net-Zero نشان دادند که مقیاس بزرگ لزوماً به معنای ناپایداری نیست. سرمایهگذاریهای چندمیلیارددلاری بهویژه در خاورمیانه نشان دادند که میتوان رشد زیرساخت دیجیتال را با تعهدات اقلیمی همراستا کرد، به شرط آنکه انرژی تجدیدپذیر، بهرهوری و شفافیت در مرکز تصمیمگیری قرار بگیرند.در منطقه آسیا پاسیفیک، موج ساخت دیتاسنترها با یک واقعیت سخت مواجه شد: شبکههای برق کربنمحور و محدودیت زمین. این منطقه به یک آزمون واقعی تبدیل شد؛ اینکه آیا میتوان سریع ساخت و در عین حال مسئولانه توسعه داد؟ پاسخ به این پرسش، آینده زیستمحیطی زیرساخت دیجیتال در APAC را شکل میدهد.افزایش حساسیت عمومی نیز یکی از پررنگترین روندهای ۲۰۲۵ بود. با گسترش دیتاسنترهای AI، نگرانیها درباره مصرف آب، فشار بر شبکه برق، آلودگی صوتی و اثرات زیستمحیطی افزایش یافت. این فشار اجتماعی باعث شد مجوز اجتماعی فعالیت به اندازه مجوزهای فنی اهمیت پیدا کند و تعامل با جامعه محلی به بخشی جداییناپذیر از برنامه توسعه تبدیل شود.در همین حال، سیاستگذاری نقش محوریتری گرفت. قوانین مربوط به گزارش انتشار کربن، حقوق مصرف آب و کاربری زمین بهطور مستقیم بر زمانبندی پروژهها و تصمیمهای سرمایهگذاری اثر گذاشتند. در بسیاری از بازارها، رعایت الزامات پایداری دیگر یک مزیت رقابتی نبود؛ شرط ورود به بازار بود.نگاهها به گزینههای جدید تأمین انرژی نیز تغییر کرد. در کنار انرژیهای تجدیدپذیر، بحث استفاده از راکتورهای ماژولار کوچک (SMR) بهعنوان منبع برق پایدار و کمکربن جدیتر شد. اگرچه اجرای آنها کوتاهمدت نیست، اما در ۲۰۲۵ بهعنوان یک گزینه واقعی برای آینده دیتاسنترها مطرح شدند.در سطح عملیاتی، اپراتورها مجموعهای از استراتژیهای پایداری را به کار گرفتند؛ از ذخیرهسازی انرژی و بهینهسازی مصرف گرفته تا نوآوری در خنکسازی و استفاده از زنجیره تأمین چرخشی. تمرکز از تعهدات کلی به سمت اقدامات قابل اندازهگیری و نتیجهمحور حرکت کرد.در نهایت، دیتاسنترهای Colocation بهعنوان یکی از بازیگران کمسروصدای پایداری شناخته شدند. زیرساخت اشتراکی، بهرهوری مقیاس و کاهش شدت انتشار کربن باعث شد این مدل در بسیاری از سناریوها پایدارتر از دیتاسنترهای تکسازمانی ارزیابی شود.
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *
دیدگاه *
نام *
ایمیل *
وب سایت
ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی مینویسم.
فرستادن دیدگاه
created with